ترجمه "frumpy" به فارسی

شلخته, امل بهترین ترجمه های "frumpy" به فارسی هستند.

frumpy adjective دستور زبان

Dowdy, unkempt, or unfashionable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شلخته

    But he said that you were frumpy and unpresentable.

    اما اون ميگوفت تو دختر شلخته و بي شخصيتي هستي

  • امل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frumpy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "frumpy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه