ترجمه "frustum" به فارسی
(هندسه - هرم یا مخروطی که سر آن موازی با ته آن بریده شده باشد) هرم بریده, شکل هندسی بریده, مخروط بریده (یا ناقص) بهترین ترجمه های "frustum" به فارسی هستند.
frustum
noun
دستور زبان
A cone or pyramid whose tip has been truncated by a plane parallel to its base. [..]
-
(هندسه - هرم یا مخروطی که سر آن موازی با ته آن بریده شده باشد) هرم بریده
-
شکل هندسی بریده
-
مخروط بریده (یا ناقص)
-
ترجمه های کمتر
- مخروط ناقص
- هرم ناقص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frustum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "frustum"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن