ترجمه "fuddled" به فارسی

مسحور, هوسباز, مبهوت بهترین ترجمه های "fuddled" به فارسی هستند.

fuddled adjective verb

Simple past tense and past participle of fuddle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسحور

    adjective
  • هوسباز

    adjective
  • مبهوت

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • جادو شده
    • مسموم شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fuddled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fuddled" با ترجمه به فارسی

  • (زیاده) میگساری کردن · (نادر) بد مستی کردن · اختلاط · از خود بی خود کردن (مثلا با مشروب الکلی) · بد مستی · درهم ریختگی · سرمست کردن · شیدایی · لایعقل کردن · مست کردن · مسحور و مبهوت کردن · مغشوش کردن · هوش از سر بردن · گیجی
اضافه کردن

ترجمه های "fuddled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه