ترجمه "fulgurous" به فارسی
آذرخشی, آذرخشین, پرآذرخش بهترین ترجمه های "fulgurous" به فارسی هستند.
fulgurous
adjective
دستور زبان
Resembling a lightning flash; fulgurant. [..]
-
آذرخشی
-
آذرخشین
-
پرآذرخش
-
(همانند یا وابسته به آذرخش) پر رعد و برق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fulgurous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fulgurous" با ترجمه به فارسی
-
(مانند نور افکن قوی و چشمک زن) پستا درخشیدن · (نادر) آذرخشیدن · (پزشکی)برق کشی کردن (بافت ها و غیره) · اخگر سوز کردن · نور صاعقه مانند دادن · پستا رخش کردن
-
برق اسا
-
(درد و غیره) ناگهان و شدید (fulgurant هم می گویند) · آذرخشین · صاعقه مانند · پستا رخش (خاموش و روشن شونده با نور زیاد)
-
درخشش
-
درخشش
-
(مانند نور افکن قوی و چشمک زن) پستا درخشیدن · (نادر) آذرخشیدن · (پزشکی)برق کشی کردن (بافت ها و غیره) · اخگر سوز کردن · نور صاعقه مانند دادن · پستا رخش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن