ترجمه "fungoid" به فارسی
قارچ, سماروغی, قارچ سان بهترین ترجمه های "fungoid" به فارسی هستند.
fungoid
adjective
noun
دستور زبان
Of, pertaining to, or resembling a fungus. [..]
-
قارچ
nounBiltz and the fungoid farm land after Clyde and Lycurgus was depressing enough to Roberta
بعد از کلاید و لیکرگس، اکنون بیل تز و مرزعه قارچ در نظر ربرتا بی رنگ و ملال آور مینمود،
-
سماروغی
-
قارچ سان
-
قارچ مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fungoid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fungoid" با ترجمه به فارسی
-
میکوزیس فونگوئید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن