ترجمه "fungus" به فارسی
قارچ, سماروغ, گولک بهترین ترجمه های "fungus" به فارسی هستند.
fungus
noun
دستور زبان
Any member of the kingdom Fungi; a eukaryotic organism typically having chitin cell walls but no chlorophyll or plastids. Fungi may be unicellular or multicellular. [..]
-
قارچ
nounany member of the kingdom Fungi [..]
Means what was in his liver wasn't fungus.
که يعني اون چيزي که توي کبدش بوده ، قارچ نبوده.
-
سماروغ
-
گولک
-
(گیاه شناسی) قارچ (از گروه Eumycota - بخشی از thallophytes - کپک ها و زنگ ها و سیاهک ها نیز جزو آن هستند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fungus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fungus
-
قارچها
noun
تصاویر با "fungus"
عباراتی شبیه به "fungus" با ترجمه به فارسی
-
كنترل قارچ (بيماريها)
-
رجوع شود به ascomycete
-
اوفيوسفالوس گرامينيس · قارچ پاسوزه · ژئومانومیسس گرامینیس
-
(گیاه شناسی - قارچ هایی که مرحله ی جنسی و تولیدی آنها ناشناخته مانده است) قارچ ناهام · قارچ ناقص
-
ونتوریا (قارچ)
-
(گیاه شناسی) قارچ تاقچه ای (انواع قارچ های basidiomycetous که به شکل تاقچه بر پوست درختان می رویند)
-
انگلزدايي فراوردههاي انباري · ریشهکنی بیماری · عفونتزدایی · كنترل باكتريايي · كنترل باكتريها · كنترل بيماري گياه · كنترل قارچ · پروفیلاکسی بیماری · پيشگيري از بيماري · کنترل آفت فراوردههای انبارشده · کنترل بیماری · گندزدایی
-
(گیاه شناسی) قارچ آبششی (تیره ی Agaricaceae)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن