ترجمه "funiculus" به فارسی

بندیزه, (مهجور) بند ناف, (کالبد شناسی) بندیزچه بهترین ترجمه های "funiculus" به فارسی هستند.

funiculus noun دستور زبان

(anatomy) Any of several cordlike structures, especially the umbilical cord, or a bundle of nerve fibres in the spinal cord [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بندیزه

  • (مهجور) بند ناف

  • (کالبد شناسی) بندیزچه

  • (گیاه شناسی) بند تخمک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " funiculus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "funiculus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه