ترجمه "funnies" به فارسی
(عامیانه), بخشی از روزنامه که این داستان ها در آن چاپ می شود, داستان فکاهی مصور بهترین ترجمه های "funnies" به فارسی هستند.
funnies
noun
دستور زبان
Plural form of funny. [..]
-
(عامیانه)
-
بخشی از روزنامه که این داستان ها در آن چاپ می شود
-
داستان فکاهی مصور
-
ترجمه های کمتر
- داستان کاریکاتوری
- کارتون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " funnies " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "funnies" با ترجمه به فارسی
-
(خودمانی) بیمارستان روانی
-
رجوع شود به comic book
-
شوخ طبعی · کونه ی آرنج
-
رجوع شود به funnies
-
(عامیانه) شوخی · (عامیانه) غیر عادی · با مزه · با نمک · بذله · حقه باز · خنده آور · خنده دار · خندهدار · سرگرم کننده · عجیب و غریب · فریب کار · مست لایعقل · مسخره · مضحک · نادر · پر ترفند · کمیک · گول زننده
-
کمدی
-
(عامیانه) شوخی · (عامیانه) غیر عادی · با مزه · با نمک · بذله · حقه باز · خنده آور · خنده دار · خندهدار · سرگرم کننده · عجیب و غریب · فریب کار · مست لایعقل · مسخره · مضحک · نادر · پر ترفند · کمیک · گول زننده
-
(عامیانه) شوخی · (عامیانه) غیر عادی · با مزه · با نمک · بذله · حقه باز · خنده آور · خنده دار · خندهدار · سرگرم کننده · عجیب و غریب · فریب کار · مست لایعقل · مسخره · مضحک · نادر · پر ترفند · کمیک · گول زننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن