ترجمه "funnel" به فارسی

قیف, تگاب, بادگیر بهترین ترجمه های "funnel" به فارسی هستند.

funnel verb noun دستور زبان

A utensil of the shape of an inverted hollow cone, terminating below in a pipe, and used for conveying liquids etc. into a close vessel; a tunnel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قیف

    noun

    utensil used to guide poured liquids [..]

    With that, he turns his back on me and marches to the funnel.

    بعد، به من پشت میکند و به طرف گذرگاه قیف مانند میرود.

  • تگاب

  • بادگیر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بتو
    • (هر چیز قیف شکل) قیف سان
    • با قیف ریختن
    • به صورت قیف در آوردن یا در آمدن
    • به یک نقطه ی مرکزی رفتن یا رساندن
    • در مرکز جمع شدن
    • دودکش استوانه ای
    • دودکش فلزی (مانند دودکش کشتی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " funnel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Funnel

A SmartArt graphic layout used to show the filtering of information or how parts merge into a whole. Emphasizes the final outcome. Can contain up to four lines of Level 1 text; the last of these four Level 1 text lines appears below the funnel and the other lines correspond to a circular shape. Unused text does not appear, but remains available if you switch layouts.

+ اضافه کردن

"Funnel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Funnel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "funnel"

عباراتی شبیه به "funnel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "funnel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه