ترجمه "funky" به فارسی
خودمانی, آسوده, (انگلیس - خودمانی) شیک بهترین ترجمه های "funky" به فارسی هستند.
funky
adjective
دستور زبان
(US, slang) offbeat, unconventional or eccentric. [..]
-
خودمانی
-
آسوده
-
(انگلیس - خودمانی) شیک
-
ترجمه های کمتر
- (خودمانی) بسیار احساساتی
- (خودمانی) غیر رسمی
- (خودمانی) قدیمی مسلک
- (محلی) بد بو
- بی رو در بایستی
- دارای بوی نم و کپک زدگی
- عجیب و غریب
- غیر عادی
- نا جور
- نا روال
- وابسته به موسیقی ((بلوز)) یا موسیقی مذهبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " funky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن