ترجمه "funny" به فارسی

مضحک, مسخره, خندهدار بهترین ترجمه های "funny" به فارسی هستند.

funny adjective noun دستور زبان

amusing; humorous; comical [from the mid-18th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مضحک

    amusing; comical

    That's why she looks so funny onone end.

    واسهی همینه که این قدر مضحک به نظر میاد.

  • مسخره

    amusing; comical

    It seems so funny our living together like this.

    این طور زندگی کردن ما خیلی مسخره است.

  • خندهدار

    amusing; comical

    Beth's bundle was such a funny one that everybody wanted to laugh

    بار سفر بت چنان خندهدار بود که همه خندهشان گرفته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • کمیک
    • خنده دار
    • عجیب و غریب
    • بذله
    • نادر
    • (عامیانه) شوخی
    • (عامیانه) غیر عادی
    • با مزه
    • با نمک
    • حقه باز
    • خنده آور
    • سرگرم کننده
    • فریب کار
    • مست لایعقل
    • پر ترفند
    • گول زننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " funny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Funny
+ اضافه کردن

"Funny" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Funny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "funny" با ترجمه به فارسی

  • (خودمانی) بیمارستان روانی
  • رجوع شود به comic book
  • شوخ طبعی · کونه ی آرنج
  • (عامیانه) · بخشی از روزنامه که این داستان ها در آن چاپ می شود · داستان فکاهی مصور · داستان کاریکاتوری · کارتون
  • رجوع شود به funnies
  • کمدی
اضافه کردن

ترجمه های "funny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه