ترجمه "funnelled" به فارسی

قیفی ترجمه "funnelled" به فارسی است.

funnelled verb

Simple past tense and past participle of funnel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قیفی

    till he found a small sandy spot with a little funnel shaped depression in it.

    تا یک جای پر شن را، که چالهای قیفی شکل در آن بود، پیدا کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " funnelled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "funnelled" با ترجمه به فارسی

  • (هر چیز قیف شکل) قیف سان · با قیف ریختن · بادگیر · بتو · به صورت قیف در آوردن یا در آمدن · به یک نقطه ی مرکزی رفتن یا رساندن · تگاب · در مرکز جمع شدن · دودکش استوانه ای · دودکش فلزی (مانند دودکش کشتی) · قیف
  • قیف جدا کننده
  • (هر چیز قیف شکل) قیف سان · با قیف ریختن · بادگیر · بتو · به صورت قیف در آوردن یا در آمدن · به یک نقطه ی مرکزی رفتن یا رساندن · تگاب · در مرکز جمع شدن · دودکش استوانه ای · دودکش فلزی (مانند دودکش کشتی) · قیف
اضافه کردن

ترجمه های "funnelled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه