ترجمه "funicle" به فارسی
بندیزه, رشته, بند بهترین ترجمه های "funicle" به فارسی هستند.
funicle
noun
دستور زبان
(botany) the stalk or stem of an ovule or seed [..]
-
بندیزه
-
رشته
noun -
بند
verb noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " funicle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن