ترجمه "furious" به فارسی
خشمگین, دژم, خشمناک بهترین ترجمه های "furious" به فارسی هستند.
furious
adjective
دستور زبان
Transported with passion or fury; raging; violent; as, a furious animal. [..]
-
خشمگین
adjectiveCaius turned entirely red in my furious view.
کایوس در چشمهای خشمگین من کام لا قرمز به نظر میآمد.
-
دژم
adjective -
خشمناک
adjectiveShe was furious that they should not have bothered about her any more than that.
دختر، از این که آنها به خاطر او نگرانی نداشتند، سخت خشمناک شد.
-
ترجمه های کمتر
- سهمگین
- برآشفته
- ژیان
- رمبشگر
- ویرانگر
- بی امان
- جوشان و خروشان
- دیوانه وار
- سرسام آور
- شدید و پر خشونت
- طغیان کننده
- پرجوش و خروش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " furious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن