ترجمه "furlough" به فارسی

(به ویژه سرباز وظیفه) مرخصی, (کارمند یا کارگر) از کار بر کنار کردن (به ویژه به طور موقت), تعلیق، معلق، منتظر خدمت بهترین ترجمه های "furlough" به فارسی هستند.

furlough verb noun دستور زبان

A leave of absence or vacation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به ویژه سرباز وظیفه) مرخصی

  • (کارمند یا کارگر) از کار بر کنار کردن (به ویژه به طور موقت)

  • تعلیق، معلق، منتظر خدمت

  • ترجمه های کمتر

    • حکم مرخصی
    • مرخصی دادن
    • معلق کردن از کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " furlough " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "furlough" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه