ترجمه "furnisher" به فارسی
تهیه کننده سامان واثاثیه ترجمه "furnisher" به فارسی است.
furnisher
noun
دستور زبان
one of furnishes [..]
-
تهیه کننده سامان واثاثیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " furnisher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "furnisher" با ترجمه به فارسی
-
تجملات
-
مجهز به، دارای، برخوردار از، آراسته به
-
(اثاثیه ی اتاق یا خانه و غیره : میز و صندلی و فرش و غیره) اثاثیه · اسباب منزل · تجهیزات و لوازم (زندگی یاکار) · رخت · مانه ها · پوشاک · کاچالگان
-
(اتاق یا خانه یا اداره و غیره) اسباب و اثاثیه گذاشتن در · (به تسهیلات لازم) مجهز کردن · ارزانی داشتن · تامين كردن · تهیه کردن · دادن · در دسترس گذاشتن · فراهم کردن · مانه کردن · مبله کردن · کاچال کردن
-
(اتاق یا خانه یا اداره و غیره) اسباب و اثاثیه گذاشتن در · (به تسهیلات لازم) مجهز کردن · ارزانی داشتن · تامين كردن · تهیه کردن · دادن · در دسترس گذاشتن · فراهم کردن · مانه کردن · مبله کردن · کاچال کردن
-
تجملات
-
تجملات
-
تجملات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن