ترجمه "furnish" به فارسی

تهیه کردن, دادن, ارزانی داشتن بهترین ترجمه های "furnish" به فارسی هستند.

furnish verb noun دستور زبان

Material used to create an engineered product. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تهیه کردن

    verb

    He was likewise furnished with a felt hat well garnished with turnpike tickets; and a carter's whip.

    او را به شکل سورچی ارابهها درآوردند همین طور یک کلاه نمدی و یک شلاق هم برایش تهیه کردند.

  • دادن

    verb

    For furnishing meat soup to the patients in the hospital.

    برای دادن شوربای گوشت به بیماران بیمارستان

  • ارزانی داشتن

  • ترجمه های کمتر

    • (اتاق یا خانه یا اداره و غیره) اسباب و اثاثیه گذاشتن در
    • (به تسهیلات لازم) مجهز کردن
    • تامين كردن
    • در دسترس گذاشتن
    • فراهم کردن
    • مانه کردن
    • مبله کردن
    • کاچال کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " furnish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "furnish" با ترجمه به فارسی

  • تهیه کننده سامان واثاثیه
  • تجملات
  • مجهز به، دارای، برخوردار از، آراسته به
  • (اثاثیه ی اتاق یا خانه و غیره : میز و صندلی و فرش و غیره) اثاثیه · اسباب منزل · تجهیزات و لوازم (زندگی یاکار) · رخت · مانه ها · پوشاک · کاچالگان
  • تجملات
  • تجملات
  • تجملات
  • تجملات
اضافه کردن

ترجمه های "furnish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه