ترجمه "furtive" به فارسی

پنهان, دزدکی, دزدانه بهترین ترجمه های "furtive" به فارسی هستند.

furtive adjective دستور زبان

Exhibiting guilty or evasive secrecy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنهان

    adjective

    A middle aged man with a quick, furtive manner appeared as Tracy stepped out of the car.

    یک مرد میان سال، که حرکاتی تند و پنهان کارانه داشت. ظاهر شد و به محض اینکه تریسی قدم از اتومبیل بیرون گذاشت.

  • دزدکی

    Presently the boy began to steal furtive glances at the girl.

    در همین وقت تام بنا کرد به نگاههای دزدکی به دختر کردن.

  • دزدانه

    He bent his head down with a furtive, sudden gesture and kissed the hand.

    سرش را با حرکتی دزدانه و ناگهانی خم کرد و دستهای جما را بوسید.

  • ترجمه های کمتر

    • پنهانی
    • مخفیانه
    • یواشکی
    • زیر جلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " furtive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "furtive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "furtive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه