ترجمه "furtherance" به فارسی
پیشبرد, پیشرفت, ارسال بهترین ترجمه های "furtherance" به فارسی هستند.
furtherance
noun
دستور زبان
The act of furthering or helping forward [..]
-
پیشبرد
What have you done to further gender equality?
شما برای پیشبرد برابری جنسی چیکار کردید ؟
-
پیشرفت
nounI have to review her high school academic file further.
من باید به دبیرستانش برم و از پوشه پیشرفت تحصیلیش بازدید کنم
-
ارسال
noun
-
ترجمه های کمتر
- پشتیبانی
- تحقق بخشی
- تهیه وسایل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " furtherance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "furtherance" با ترجمه به فارسی
-
ادامه دادن · اضافه بر این · اضافی · بعدی · به علاوه · به پیشرفت چیزی کمک کردن · بیش (از این) · بیشتر · تحقق بخشیدن · تشویق کردن · تکمیلی · جلو بردن · دورتر (مسافت یا زمان) · دیگر · صفت تفضیلی : farther( far هم می گویند) · علاوه بر این · فراتر · همچنین · پروردن · پس تر · پشتیبانی کردن · پیش بردن · کمک کردن به
-
کارآموزی تکمیلی
-
آموزش مستمر
-
ادامه دادن · اضافه بر این · اضافی · بعدی · به علاوه · به پیشرفت چیزی کمک کردن · بیش (از این) · بیشتر · تحقق بخشیدن · تشویق کردن · تکمیلی · جلو بردن · دورتر (مسافت یا زمان) · دیگر · صفت تفضیلی : farther( far هم می گویند) · علاوه بر این · فراتر · همچنین · پروردن · پس تر · پشتیبانی کردن · پیش بردن · کمک کردن به
اضافه کردن مثال
اضافه کردن