ترجمه "further" به فارسی

بیشتر, دیگر, همچنین بهترین ترجمه های "further" به فارسی هستند.

further verb adjective adverb دستور زبان

(transitive) To encourage growth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیشتر

    determiner

    Every minute, the reality of that little stranger slipped further away.

    هر دقیقه، حقیقت آن غریبهی کوچک بیشتر دور از ذهن میشد.

  • دیگر

    adverb

    Antoinette did not have any further attack of fever, but she never got really well.

    آنتوانت دیگر دچار تب نشد، ولی هیچ وقت هم کام لا بهبود نیافت.

  • همچنین

    adverb

    His honour had further observed, that a female _Yahoo_ would often stand behind a bank or a bush

    عالی جناب همچنین متوجه شده بود که غالباً یاهوئی ماده پشت تلی یا بوتهای میایستد

  • ترجمه های کمتر

    • بعدی
    • تکمیلی
    • اضافی
    • پروردن
    • ادامه دادن
    • اضافه بر این
    • به علاوه
    • به پیشرفت چیزی کمک کردن
    • بیش (از این)
    • تحقق بخشیدن
    • تشویق کردن
    • جلو بردن
    • دورتر (مسافت یا زمان)
    • صفت تفضیلی : farther( far هم می گویند)
    • علاوه بر این
    • فراتر
    • پس تر
    • پشتیبانی کردن
    • پیش بردن
    • کمک کردن به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " further " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "further" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "further" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه