ترجمه "furrow" به فارسی
شیار, چروک, شتکار بهترین ترجمه های "furrow" به فارسی هستند.
furrow
verb
noun
دستور زبان
A trench cut in the soil, as when plowed in order to plant a crop. [..]
-
شیار
nountrench cut in the soil
Hunger arising from the furrow, and disease from the stream.
گرسنگی از شیار زمین بیرون میآید و بیماری از شط.
-
چروک
noun'OK, she says, her brow furrowed in concentration.
پیشانی او در اثر تمرکز حواس چروک افتاده بود بسیار خوب،
-
شتکار
-
ترجمه های کمتر
- شدیار
- شومیزیدن
- شیاریدن
- کولیدن
- ترنجیده، چروکیده، آژنگین
- درز
- شکن
- (مهجور) زمین شخم زده
- (هر چیز مانند شیار زمین شخم خورده) چین
- خط انداختن
- زیگ زاگ
- شخم زدن
- شیار (در اثر شخم زدن زمین)
- شیار دار کردن یا شدن
- شیار زدن
- فحل شدن
- چین و چروک دار شدن یا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " furrow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "furrow"
عباراتی شبیه به "furrow" با ترجمه به فارسی
-
آبياري نشتي · آبیاری جویچهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن