ترجمه "furry" به فارسی

خزدار, پشمالو, خز بهترین ترجمه های "furry" به فارسی هستند.

furry adjective noun دستور زبان

Covered with fur or something resembling fur. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خزدار

    adjective

    So they've got these furry 160-pound dogs —

    خوب آنها هم می روند و از این سگ های 160 پوندی خزدار می خرند

  • پشمالو

    adjective

    Maybe your twins would like some little, furry friends.

    شايد دوقلوهات دوتا دوست کوچولو و پشمالو بخوان.

  • خز

    noun

    We're the thin, furry line between humans and total chaos.

    ما خز خزيها يه خط ارتباطي بين انسان و دنياي بيرون هستيم.

  • ترجمه های کمتر

    • نرم
    • خزین
    • (زبان) باردار
    • (وابسته به یا از خز) خزی
    • خز مانند
    • خز پوش
    • خز پوشیده
    • پوشیده از موی نرم یا کرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " furry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "furry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه