ترجمه "gadgeteer" به فارسی

(آمریکا) بازیچه ساز, ابزارک ساز, سازنده ی ابزار جالب ولی بدون کاربرد بهترین ترجمه های "gadgeteer" به فارسی هستند.

gadgeteer noun دستور زبان

someone interested in, or owning a lot of, gadgets [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (آمریکا) بازیچه ساز

  • ابزارک ساز

    ابزارک ساز

  • سازنده ی ابزار جالب ولی بدون کاربرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gadgeteer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gadgeteer" با ترجمه به فارسی

  • (هر چیز جالب ولی بدون کاربرد و غیر ضروری) بازیچه · ابزار · ابزارچه · ابزارک · اسباب · الت · دستگاه · فلان چیز · ماسماسک · وسیله · وسیله ی مکانیکی (معمولا کوچک) · چیز
  • کارآگاه گجت
  • گالری ابزار دسک تاپ
  • ابزار دسک تاپ
  • (هر چیز جالب ولی بدون کاربرد و غیر ضروری) بازیچه · ابزار · ابزارچه · ابزارک · اسباب · الت · دستگاه · فلان چیز · ماسماسک · وسیله · وسیله ی مکانیکی (معمولا کوچک) · چیز
  • (هر چیز جالب ولی بدون کاربرد و غیر ضروری) بازیچه · ابزار · ابزارچه · ابزارک · اسباب · الت · دستگاه · فلان چیز · ماسماسک · وسیله · وسیله ی مکانیکی (معمولا کوچک) · چیز
اضافه کردن

ترجمه های "gadgeteer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه