ترجمه "gadgetry" به فارسی
ابزارگان, ابزار مکانیکی جالب ولی بی فایده و غیر ضروری, بازیچه ها بهترین ترجمه های "gadgetry" به فارسی هستند.
gadgetry
noun
دستور زبان
(uncountable) machines, technology [..]
-
ابزارگان
اسمابزارگان
-
ابزار مکانیکی جالب ولی بی فایده و غیر ضروری
-
بازیچه ها
-
ترجمه های کمتر
- بازیچه گرایی
- علاقه به ابزار مکانیکی بدون کاربرد و غیر ضروری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gadgetry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن