ترجمه "gaff" به فارسی

مهمیزک, سیخک, ترفند بهترین ترجمه های "gaff" به فارسی هستند.

gaff verb noun دستور زبان

A tool consisting of a large metal hook with a handle or pole, especially the one used to pull large fish aboard a boat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمیزک

  • سیخک

  • ترفند

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • یاوه
    • حقه
    • (انگلیس - عامیانه) حرف چرند
    • (در کشتی) تیر فرعی دکل
    • (عامیانه - انگلیس) تئاتر ارزان
    • (عامیانه - بیشتر در انگلیس) حقه زدن
    • (عامیانه) وسیله ی گول زنی
    • با نیزه ی قلابدار ماهی را بلند کردن
    • خنده بلند
    • رقاصخانه ی ارزان
    • میله ی پرچم دکل
    • نیزه ی قلابدار (که ماهیگیران برای بلند کردن ماهی های بزرگ از آن استفاده می کنند)
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gaff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gaff" با ترجمه به فارسی

  • (دریانوردی) بادبان سه گوش که یک طرف آن به دکل و طرف تحتانی آن به تیر فرعی دکل وصل است
  • اشتباه · اشتباه لپی · بی ترتیبی · خبط بزرگ · غلط دستوری · لغزش · گاف
اضافه کردن

ترجمه های "gaff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه