ترجمه "gag" به فارسی

شوخی, خنده, اختناق بهترین ترجمه های "gag" به فارسی هستند.

gag verb noun دستور زبان

group specific antigens [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوخی

    noun

    If I'm not for the chop, why was he so upset at my throwaway gag?

    اگر قرار نیست که بلایی سر من بیاید، پس چرا او از شوخی من درباره مرگ آن قدر ناراحت شد؟

  • خنده

    noun
  • اختناق

  • ترجمه های کمتر

    • لطیفه
    • بذله
    • لودگی
    • طعنه
    • گوشه
    • (از طریق تهدید و غیره) جلو زبان کسی را گرفتن
    • (برای جلوگیری از داد زدن و غیره) دهان کسی را بستن
    • (تئاتر) لودگی و خوشمزگی (علاوه بر آنچه در متن نمایشنامه آمده است) کردن
    • (دندانسازی) دهان باز نگهدار
    • (مکانیک) مسدود کردن (دریچه یا سیلندر)
    • (پارلمان) مذاکرات را محدود یا منع کردن
    • آزادی بیان را گرفتن
    • جوک 0
    • جوک گفتن
    • حالت تهوع پیدا کردن
    • خاموش کردن
    • خوش طبعی
    • خوشمزگی کردن 1
    • درشتماهي گرمسيري
    • دهان بند
    • دهان بند زدن به
    • رای کفایت مذاکرات دادن
    • شوخی کردن
    • عق زدن
    • ماهي بزچه
    • ماهیان خاردار
    • محدودیت (در آزادی بیان)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gag
+ اضافه کردن

"Gag" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gag در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

GAG noun

Group-specific antigen(s).

+ اضافه کردن

"GAG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای GAG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "gag" با ترجمه به فارسی

  • قانون منع مباحثه و مناظره · کفایت مذاکرات
  • (در نمایش های کمدی و روحوضی) نره خر بازی · شوخی های بدنی
  • لب مطلب · نقطه حساس
  • کفایت مذاکرات
  • تهوع
اضافه کردن

ترجمه های "gag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه