ترجمه "gagger" به فارسی

رادع, مسدودگر, (ریخته گری) فانجاق بهترین ترجمه های "gagger" به فارسی هستند.

gagger noun دستور زبان

A piece of iron embedded in the sand of a mold to keep the sand in place. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رادع

  • مسدودگر

  • (ریخته گری) فانجاق

  • ترجمه های کمتر

    • حرف خفه کن
    • دهان بند
    • قطعه ی آهنی که درون قالب ریخته گری را ثابت نگه می دارد
    • قید و بست
    • کسی که جلوی آزادی بیان دیگران را می گیرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gagger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gagger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه