ترجمه "gaited" به فارسی
(معمولا در واژه های مرکب) دارای طرز راه رفتن بخصوص, اسب تعلیم یافته در گام برداری بخصوص بهترین ترجمه های "gaited" به فارسی هستند.
gaited
verb
Simple past tense and past participle of gait. [..]
-
(معمولا در واژه های مرکب) دارای طرز راه رفتن بخصوص
-
اسب تعلیم یافته در گام برداری بخصوص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gaited " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gaited" با ترجمه به فارسی
-
(در مسابقه ی زیبایی سگ ها) سگ را در جلوی قضات راه بردن · به اسب تعلیم گام برداری (مثلا یورتمه روی) دادن · جابجاشدن · خرامش · خرامیدن · خوش رفتن · رفتار · طرز دویدن · طرز راه رفتن · طرز گام برداری اسب (مثلا یورتمه یا چهار نعل) · طرز گامبرداري · مشی · پيادهروي · گام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن