ترجمه "gal" به فارسی
دختر, گالن, دختر بهترین ترجمه های "gal" به فارسی هستند.
A gallon. [..]
-
دختر
nounKind of an average fella, short gal, somewhat wide.
یه مرد با قد متوسط یا یه دختر قد کوتاه و چاق.
-
گالن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
دختر
nounKind of an average fella, short gal, somewhat wide.
یه مرد با قد متوسط یا یه دختر قد کوتاه و چاق.
-
دخترک
noun -
(انجیل) مخفف : غلاطیان
-
ترجمه های کمتر
- (معیار سنجش شتاب برابر با یک سانتی متر در ثانیه) گال
- مخفف : گالن
(metrology) The symbol for the cgs unit of acceleration, gal or galileo. [..]
"Gal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Guardian Ad Litem, an individual (often a lawyer) appointed to represent the best interests of a child or incapacitated person for the purpose of a legal procedure.
"GAL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای GAL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gal" با ترجمه به فارسی
-
یوزی گال