ترجمه "galley" به فارسی

گالی, رامکا, غذاخانه بهترین ترجمه های "galley" به فارسی هستند.

galley noun دستور زبان

(nautical) A long, slender ship propelled primarily by oars, whether having masts and sails or not; usually referring to rowed warships used in the Mediterranean from the 16th century until the modern era. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گالی

    ship mainly propelled by oars

  • رامکا

  • غذاخانه

  • ترجمه های کمتر

    • رمیدن، آشفته و پریشان شدن، از جای پریدن، زبان بند و بی حرکت شدن از بیم، خشک زدن، بهت زده، مبهوت
    • (انگلیس) قایق پارویی بزرگ
    • (تا اواخر قرون وسطی) گالی (که کشتی دراز و کم ارتفاعی بود با بادبان و همچنین دو ردیف پارو که توسط تبهکاران یا بردگان به حرکت در آورده می شد)
    • (در کشتی و هواپیما) آشپزخانه
    • (چاپخانه - تشتکی که حروف ردیف شده را در آن قرار می دهند) رانکا
    • آشپزخانه ی تنگ و کوچک
    • نمونه ی ستونی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " galley " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Galley
+ اضافه کردن

"Galley" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Galley در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "galley"

عباراتی شبیه به "galley" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) سر در گم · گیج و مبهوت
  • تبهکار یا برده ی زنجیر شده که در کشتی به زور تازیانه پارو میزد · جان کن · غلام · فراش · ماشین حفاری · مزدور · کارگر غیر ماهر · کسی که با جان کندن نان می خورد
  • جاشو
  • (چاپخانه) نمونه ی ستونی (حروف ردیف شده ی چاپی که هنوز صفحه بندی نشده)
اضافه کردن

ترجمه های "galley" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه