ترجمه "galling" به فارسی

آزارنده, برخورنده, رنجش آمیز بهترین ترجمه های "galling" به فارسی هستند.

galling adjective verb دستور زبان

vexing, humiliating [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزارنده

  • برخورنده

    adjective
  • رنجش آمیز

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • رنجه آور
    • سوزآور
    • طاعون زده
    • موجب زخم (در اثر اصطکاک با چیزی زبر و سخت)
    • پر دردسر
    • پرزحمت
    • پوست رفتگی آور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " galling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "galling" با ترجمه به فارسی

  • (در اثر مالش و تماس با چیزی زبر) خراشیدن یا زخمی کردن یا شدن · (متون قدیمی) کیسه ی صفرا · (گیاه شناسی) آماس بافت های گیاهی (در اثر آفات و انگل ها) · آزردن · آزردگی (در اثر پوست رفتگی) · بی میل بودن · تلخی · جرب · جسارت · خسته شدن · خشم · دلخوری · رنجش · رنجه دادن · زخم (به ویژه بر پشت اسب و خر) · زرداب · زرده · زنندگی · زهره · صفرا · عداوت · غنج · قشر · مازو · ورم بافت · پر رویی · پوست رفته کردن یا شدن · پوست رفتگی · گال · گری · گستاخی
  • (جانورشناسی) خرد پشه (تیره ی Cecidomyiidae - در گیاهان ایجاد قلمبه شدگی یا ورم می کنند)
  • اریوفیده · مازوسازان · هيرههاي گال
  • مگس مازو
  • هیرههای مسبب گال
  • گال طوقه · گالهای گیاهی
  • (جانورشناسی) زنبور کوچک (تیره ی Cynipidae که لارو آن آفت گیاه است) · مگس مازو
  • ايتونيديده · ريزپشههاي گال · مازوپشهها · مازوپشگان
اضافه کردن

ترجمه های "galling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه