ترجمه "gamely" به فارسی
دلیرانه, شجاعانه, با اشتیاق بهترین ترجمه های "gamely" به فارسی هستند.
gamely
adjective
adverb
دستور زبان
(obsolete) Sportive; lively; joyful. [..]
-
دلیرانه
-
شجاعانه
I say; game, game, game! take ye good heed of that; Queequeg dies game!
گفتم شجاعانه، شجاعانه، شجاعانه، توجه کنید، کویکوئگ شجاعانه میمیرد!
-
با اشتیاق
-
با کمال آمادگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gamely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gamely" با ترجمه به فارسی
-
ماهیان شکاری
-
(به صورت to be game) مشتاق و آماده بودن 3 · (در مورد پا) شل · (معمولا به صورت fair game) قابل پیگیری · آزمون · آسیب دیده · افلیج · بازی · بازی در یک سری مسابقه · بازی ریسک دار 0 · بازی ورزشی (مثل فوتبال) · بازی کامپیوتری · بازی کردن 1 · بخشی از مسابقه · برنامه ی عمل · ترفند · تعداد امتیاز لازم برای بردن مسابقه · جست و خیز · حاضر 4 · حقه · حمله پذیر · حیوان (مناسب شکار) · زدن توپ · سرگرمی · شكار · شکاری · شکاری (جانور) · ضربدیده · غیر مداوم · فاسد · قمار کردن · لنگ · ماهی (برای صید) · مسابقه · مشتاق و مصمم · مشروع · نخجیر · نقشه ی بازی · هر کار مخاطره دار · وابسته به حیوانات قابل شکار 2 · وابسته به شکار · وسیله ی بازی (مثل ورق و غیره) · پرحرارت · پروژه · چلاق · گوشت شکار · گیم
-
بازی اکشن-ماجراجویی
-
بازی بسکتبال · بسكتبال
-
بازی اکشن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن