ترجمه "gamma" به فارسی
گاما, سومین, (شیمی) رجوع شود به alpha بهترین ترجمه های "gamma" به فارسی هستند.
The name of the third letter of the Greek alphabet (Γ, γ), preceded by beta (Β, β) and followed by delta, (Δ, δ). [..]
-
گاما
nouna unit of magnetic field [..]
The first wave of lethal gamma rays will reach our solar system in the next two weeks.
اولين اشعه هاي کشنده ي گاما تا دو هفته ي ديگه به منظومه ي شمسيِ ما ميرسه.
-
سومین
-
(شیمی) رجوع شود به alpha
-
ترجمه های کمتر
- (عکاسی) درجه ی سیاه و سفیدی عکس
- اشعه گاما
- میکرو گرم (یک میلیونیم گرم)
- واحد شدت میدان مغناطیسی (معادل 01 به توان 5)
- گاما (سومین حرف الفبای یونانی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gamma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Portuguese navigator who led an expedition around the Cape of Good Hope in 1497; he sighted and named Natal on Christmas Day before crossing the Indian Ocean (1469-1524)
"Gamma" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gamma در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gamma" با ترجمه به فارسی
-
تابع گاما
-
اشعه گاما با انرژی بسیار بالا
-
گاما نایف
-
اشعه گاما · تابش گاما
-
اوتوگرافا گاما
-
توزیع گاما
-
گابا · گاما-آمينوبوتيريك اسيد
-
نورون حرکتی گاما