ترجمه "gaming" به فارسی

قمار, بازی, قماربازی بهترین ترجمه های "gaming" به فارسی هستند.

gaming noun verb دستور زبان

Careful, strategic use of rules to achieve one's purposes, as one would use the rules of a game. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قمار

    There are hundreds of affiliates already down here for the gaming convention.

    همين الان ، چند صد تا رابط قمار براي گردهمايي بازي ها اومدن اينجا.

  • بازی

    noun

    You can adjust game configuration options when starting the game for the first time.

    شما می توانید گزینه های پیکره بندی بازی را در هنگام شروع بازی برای اولین بار، تنظیم نمایید.

  • قماربازی

    He observed, that among the diversions of our nobility and gentry, I had mentioned gaming:

    چون متوجه شده بود که من قماربازی را از سرگرمیهای طبقه نجبا و متوسط شمردهام،

  • ترجمه های کمتر

    • شرطبندی
    • قمار بازی
    • مانور نظامی یا هر نوع عملیات تمرینی جهت آموزش و آمادگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gaming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gaming" با ترجمه به فارسی

  • ماهیان شکاری
  • (به صورت to be game) مشتاق و آماده بودن 3 · (در مورد پا) شل · (معمولا به صورت fair game) قابل پیگیری · آزمون · آسیب دیده · افلیج · بازی · بازی در یک سری مسابقه · بازی ریسک دار 0 · بازی ورزشی (مثل فوتبال) · بازی کامپیوتری · بازی کردن 1 · بخشی از مسابقه · برنامه ی عمل · ترفند · تعداد امتیاز لازم برای بردن مسابقه · جست و خیز · حاضر 4 · حقه · حمله پذیر · حیوان (مناسب شکار) · زدن توپ · سرگرمی · شكار · شکاری · شکاری (جانور) · ضربدیده · غیر مداوم · فاسد · قمار کردن · لنگ · ماهی (برای صید) · مسابقه · مشتاق و مصمم · مشروع · نخجیر · نقشه ی بازی · هر کار مخاطره دار · وابسته به حیوانات قابل شکار 2 · وابسته به شکار · وسیله ی بازی (مثل ورق و غیره) · پرحرارت · پروژه · چلاق · گوشت شکار · گیم
  • بازی اکشن-ماجراجویی
  • بازی بسکتبال · بسكتبال
  • بازی اکشن
اضافه کردن

ترجمه های "gaming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه