ترجمه "garble" به فارسی
بیختن, (داستان و غیره را) به طور بی معنی بازگو یا بازنویس کردن, (در اثر بدی دستگاه فرستنده یا بدی هوا) پیام نامفهوم پخش کردن بهترین ترجمه های "garble" به فارسی هستند.
garble
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) To sift or bolt, to separate the fine or valuable parts of from the coarse and useless parts, or from dross or dirt; as, to garble spices. [..]
-
بیختن
verb -
(داستان و غیره را) به طور بی معنی بازگو یا بازنویس کردن
-
(در اثر بدی دستگاه فرستنده یا بدی هوا) پیام نامفهوم پخش کردن
-
ترجمه های کمتر
- (در اثر سهل انگاری) بد نقل قول کردن
- (مهجور) سرند کردن
- (نادر) گلچین کردن
- تاب برداشتن
- تحریف کردن
- دستچین کردن
- دستکاری کردن (در متن یا نوشته)
- غربال کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "garble" با ترجمه به فارسی
-
آشفته · اشفته · تارو مار · درهم · متفرق · مختل شده · پراکنده · گسیخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن