ترجمه "garbled" به فارسی

آشفته, اشفته, تارو مار بهترین ترجمه های "garbled" به فارسی هستند.

garbled adjective verb دستور زبان

(of a message etc) difficult to understand because it has been distorted; scrambled [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشفته

    adjective
  • اشفته

  • تارو مار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • درهم
    • متفرق
    • مختل شده
    • پراکنده
    • گسیخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " garbled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "garbled" با ترجمه به فارسی

  • (داستان و غیره را) به طور بی معنی بازگو یا بازنویس کردن · (در اثر بدی دستگاه فرستنده یا بدی هوا) پیام نامفهوم پخش کردن · (در اثر سهل انگاری) بد نقل قول کردن · (مهجور) سرند کردن · (نادر) گلچین کردن · بیختن · تاب برداشتن · تحریف کردن · دستچین کردن · دستکاری کردن (در متن یا نوشته) · غربال کردن
اضافه کردن

ترجمه های "garbled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه