ترجمه "garlicky" به فارسی

سیردار, سیرمانند, سیری بهترین ترجمه های "garlicky" به فارسی هستند.

garlicky adjective دستور زبان

Tasting or smelling of garlic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیردار

  • سیرمانند

  • سیری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " garlicky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "garlicky"

اضافه کردن

ترجمه های "garlicky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه