ترجمه "garnet" به فارسی
لعل, آلبالویی, (جواهرشناسی) لعل (سیلیکات معدنی به فرمول عمومی : A3B2)SiO4(3 به صورت بلور) بهترین ترجمه های "garnet" به فارسی هستند.
garnet
noun
adjective
دستور زبان
(mineralogy) Hard transparent minerals that are often used as gemstones and abrasives. [..]
-
لعل
nounmineral, semi-precious stone
His belt was of gold and garnets, and rich with gold was the helm upon his bony head face downward on the floor.
کمربندش از طلا و لعل بود، و کلاه خود سرِ استخوانیاش آذینهایی زرین داشت، سری که چهرهاش را رو به کف زمین گرفته بود.
-
آلبالویی
عنابی
-
(جواهرشناسی) لعل (سیلیکات معدنی به فرمول عمومی : A3B2)SiO4(3 به صورت بلور)
-
ترجمه های کمتر
- (کشتیرانی) بالاکش (طناب سوار بر قرقره که برای آوردن بار به کشتی به کار می رود)
- حجر سیلان
- قرمز پر رنگ
- نار سنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garnet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "garnet"
عباراتی شبیه به "garnet" با ترجمه به فارسی
-
پیتای گارنت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن