ترجمه "garnishment" به فارسی
تزیین, آرایش, (حقوق) دستور توقیف اموال متهم که در ید شخص ثالثی است بهترین ترجمه های "garnishment" به فارسی هستند.
garnishment
noun
دستور زبان
(law) A judgment that a third party should pay money owing to a defendant directly to a plaintiff. [..]
-
تزیین
nounlearning to make custards and cheese cakes and French pastry, to truss game and garnish desert dishes.
در ضمن چیزهایی یاد میگرفتم مثل طرز ساختن کاستارد، کیک پنیر و شیرینیهای فرانسوی، و همین طور طرز تهیه و تزیین سینیهای سالاد.
-
آرایش
noun -
(حقوق) دستور توقیف اموال متهم که در ید شخص ثالثی است
-
ترجمه های کمتر
- اخطار به شخصی که اموال متهم درید او است (مبنی بر اینکه حق ندارد دارایی متهم را به او تسلیم کند)
- تامین خواسته
- مزین سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garnishment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "garnishment" با ترجمه به فارسی
-
ارایش · نثار
-
(حقوق) تامین مدعا به کردن · (خوراک را مثلا با قرار دادن سبزی در کنار بشقاب) تزئین کردن · (در قدیم) باج سبیل (که توسط زندانیان کهنه کار از زندانیان تازه وارد اخذ می شد) · آذین کردن · آراستن · تامین خواسته کردن · رجوع شود به garnishee · زینت · مخلفات · مزین کردن · چاشنی · کی دیامنیم نیمأت هاگداد هک تسا ینامز نیا( شینراگ هبو هتشادرب ار صخش یتیرویکس لایسوس یایازم زا غلبم)دهدب ناشدنزرفزا تیامح جراخم یارب رگید دلاو
-
اراینده · تامین کننده خواسته یامدعابه
-
(حقوق) تامین مدعا به کردن · (خوراک را مثلا با قرار دادن سبزی در کنار بشقاب) تزئین کردن · (در قدیم) باج سبیل (که توسط زندانیان کهنه کار از زندانیان تازه وارد اخذ می شد) · آذین کردن · آراستن · تامین خواسته کردن · رجوع شود به garnishee · زینت · مخلفات · مزین کردن · چاشنی · کی دیامنیم نیمأت هاگداد هک تسا ینامز نیا( شینراگ هبو هتشادرب ار صخش یتیرویکس لایسوس یایازم زا غلبم)دهدب ناشدنزرفزا تیامح جراخم یارب رگید دلاو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن