ترجمه "gashed" به فارسی
gashed
adjective
verb
دستور زبان
Having gashes; slashed. [..]
ترجمه خودکار " gashed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"gashed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای gashed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gashed" با ترجمه به فارسی
-
(با آلت تیزی مثل دشنه) زخم زدن · (زمین شناسی) شکاف · بریدگی · بریدگی (عمیق و طولانی) ایجاد کردن · بریدگی عمیق · دره ی تنگ و گود · زخم · زخم زدن · زخم شمشیر · زخم عمیق · شکافدار کردن · مقاربت جنسی · پرحرفی کردن
-
(با آلت تیزی مثل دشنه) زخم زدن · (زمین شناسی) شکاف · بریدگی · بریدگی (عمیق و طولانی) ایجاد کردن · بریدگی عمیق · دره ی تنگ و گود · زخم · زخم زدن · زخم شمشیر · زخم عمیق · شکافدار کردن · مقاربت جنسی · پرحرفی کردن
-
(با آلت تیزی مثل دشنه) زخم زدن · (زمین شناسی) شکاف · بریدگی · بریدگی (عمیق و طولانی) ایجاد کردن · بریدگی عمیق · دره ی تنگ و گود · زخم · زخم زدن · زخم شمشیر · زخم عمیق · شکافدار کردن · مقاربت جنسی · پرحرفی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن