ترجمه "gasometer" به فارسی

گازدان, گازسنج, انبار گاز بهترین ترجمه های "gasometer" به فارسی هستند.

gasometer noun دستور زبان

Any of various instruments used to measure the flow of gas through pipelines [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گازدان

  • گازسنج

  • انبار گاز

  • ترجمه های کمتر

    • تانک گاز
    • سیلندر برای نگهداری و اندازه گیری گاز
    • مخزن گاز
    • پیمانه ی گاز
    • کنتور گاز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gasometer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gasometer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه