ترجمه "gaudy" به فارسی
جلف, مشهور, ورزشی بهترین ترجمه های "gaudy" به فارسی هستند.
gaudy
adjective
noun
دستور زبان
Very showy or ornamented, now especially when excessive, or in a tasteless or vulgar manner. [..]
-
جلف
adjectiveSubstantial lack of gaudy jewelry, no entourage, no honeys.
نداشتن هيچ جواهر جلف و لوسي ، بدون هيچ همراهي ، بدون هيچ عسل خانم هايي
-
مشهور
adjective -
ورزشی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ضیافت
- درخشانی
- لوس
- (بیشتر در دانشگاه های انگلیس) ضیافت شام سالیانه
- (در مورد لباس و ظاهر) رنگارنگ و پرنمایش (ولی نه با خوش سلیقگی)
- اجق وجق
- زرق وبرقی
- نمایشی و بی ارزش
- گردهمایی سالیانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gaudy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن