ترجمه "gaul" به فارسی
فرانسوی, اهل سرزمین گال, اهل فرانسه بهترین ترجمه های "gaul" به فارسی هستند.
gaul
-
فرانسوی
adjective nounThe Gaul shows great promise towards the arena.
توی چشمای اون فرانسوی میشه وفاداری رو دید قول میدم اون به موفقیت بزرگی در ارنا دست پیدا کنه
-
اهل سرزمین گال
-
اهل فرانسه
-
ترجمه های کمتر
- سرزمین گل
- گال (نام سرزمینی که در عهد باستان شامل فرانسه و بلژیک و شمال ایتالیا می شد و یکی از استان های امپراطوری روم بود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gaul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gaul
noun
proper
دستور زبان
(uncountable) A Roman-era region roughly corresponding to modern France and Belgium [..]
-
گل روم
گل روم (فرانسه)
تصاویر با "gaul"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن