ترجمه "gazing" به فارسی

gazing noun verb دستور زبان

Present participle of gaze . [..]

ترجمه خودکار " gazing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"gazing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای gazing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "gazing" با ترجمه به فارسی

  • (با حیرت یا کنجکاوی) نگاه ممتد کردن · بادقت نگاه کردن · خیره شدن · خیره نگاه کردن · خیره نگریستن · زل زل نگاه کردن · نگاه · نگاه خیره · نگاه ممتد · نگاه کردن به چیزی در حالی که به چیز دیگه ای فکر میکنیم · چشم دوختن
  • بلورنگری (نوعی فال بینی که طی آن مدعی به گوی بلورین یا crystal ball نگاه می کند و آینده را در آن می بیند)
اضافه کردن

ترجمه های "gazing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه