ترجمه "gendarme" به فارسی
ژاندارم, پاسبان, امنیه بهترین ترجمه های "gendarme" به فارسی هستند.
gendarme
noun
دستور زبان
A member of the gendarmerie, a military body charged with police duties. [..]
-
ژاندارم
nounmember of the gendarmerie
Two gendarmes seized Nikolay under the arm and rudely pulled him into the kitchen.
دو ژاندارم زیر بغل جوانک را گرفتند و بط رف مطبخ کشیدند.
-
پاسبان
nounA gendarme is one of the most striking objects in the world
رؤیت پاسبان از برای هر شخصی اثری دارد.
-
امنیه
-
ترجمه های کمتر
- (به شوخی) پاسبان
- (فرانسه ی قدیم) فرمانده ی یک جوخه ی سواره نظام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gendarme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن