ترجمه "genital" به فارسی

تناسلی, دستگاه تناسلي, زادی بهترین ترجمه های "genital" به فارسی هستند.

genital adjective noun دستور زبان

(psychoanalysis) of, or relating to psychosexual development during puberty [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تناسلی

    adjective

    What Im trying to say is that he might never have much sensation in the genital region.

    چیزی که میخواهم بگویم این است که ممکن است هرگز احساسی در ناحیهی تناسلی نداشته باشد.

  • دستگاه تناسلي

  • زادی

  • ترجمه های کمتر

    • شرمگاهی
    • زایشی
    • (جمع) عضو تناسلی
    • (روانکاوی - وابسته به مرحله ی سوم رشد روانی کودک که طی آن توجه طفل به آلت تناسلی خود زیاد می شود - در مقایسه با مراحل دهانی و مقعدی) زادآوری
    • اندام زادآوری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " genital " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "genital" با ترجمه به فارسی

  • (دستور زبان) · اضافه · حالت اضافه · حالت مالکیت · حالت مضاف الیه (در انگلیسی اغلب بدین صورت بیان می شود: کتاب های حسن Hassan's book · حالت ملکی · عبارت بیانگر حالت ملکی · فرزندان علی the children of Ali) · واژه ی بیانگر حالت ملکی
  • آلت تناسلی · اندام (های) تناسلی · اندام (های) زادآوری · اندامهای تناسلی · دستگاه تولیدمثل · ذکر · شرمگاه · کس · کیر
  • التهاب حشفه · بيماريهاي بيضهاي · بیماریهای تناسلی نر · هماتوسل
  • دستگاه تناسلی نر · مرداكشناسي
  • اندامهاي توليد مثلي جانوري · اندامهاي جنسي جانوري · اندامهای تناسلی · دستگاه تناسلي · مجراي تناسلي · گونادها
  • بیماریهای تناسلی
  • بریدن آلت جنسی زنان
  • سوراخکاری اندام جنسی
اضافه کردن

ترجمه های "genital" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه