ترجمه "genitive" به فارسی

حالت اضافه, حالت مالکیت, اضافه بهترین ترجمه های "genitive" به فارسی هستند.

genitive adjective noun دستور زبان

(grammar) Of or pertaining to that case (as the second case of Latin and Greek nouns) which expresses origin or possession. It corresponds to the possessive case in English. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حالت اضافه

  • حالت مالکیت

    adjective noun
  • اضافه

    noun adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (دستور زبان)
    • حالت مضاف الیه (در انگلیسی اغلب بدین صورت بیان می شود: کتاب های حسن Hassan's book
    • حالت ملکی
    • عبارت بیانگر حالت ملکی
    • فرزندان علی the children of Ali)
    • واژه ی بیانگر حالت ملکی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " genitive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "genitive" با ترجمه به فارسی

  • آلت تناسلی · اندام (های) تناسلی · اندام (های) زادآوری · اندامهای تناسلی · دستگاه تولیدمثل · ذکر · شرمگاه · کس · کیر
  • التهاب حشفه · بيماريهاي بيضهاي · بیماریهای تناسلی نر · هماتوسل
  • دستگاه تناسلی نر · مرداكشناسي
  • (جمع) عضو تناسلی · (روانکاوی - وابسته به مرحله ی سوم رشد روانی کودک که طی آن توجه طفل به آلت تناسلی خود زیاد می شود - در مقایسه با مراحل دهانی و مقعدی) زادآوری · اندام زادآوری · تناسلی · دستگاه تناسلي · زادی · زایشی · شرمگاهی
  • اندامهاي توليد مثلي جانوري · اندامهاي جنسي جانوري · اندامهای تناسلی · دستگاه تناسلي · مجراي تناسلي · گونادها
  • بیماریهای تناسلی
  • بریدن آلت جنسی زنان
  • سوراخکاری اندام جنسی
اضافه کردن

ترجمه های "genitive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه