ترجمه "gentleman" به فارسی
آقا, جنتلمن, لودی بهترین ترجمه های "gentleman" به فارسی هستند.
gentleman
noun
دستور زبان
A man of breeding or higher class. [..]
-
آقا
nounA polite term referring to a man.
I haven't been introduced to this gentleman here.
اينجا کسي اين آقا رو بمن معرفي نکرده.
-
جنتلمن
man of breeding
He isn't quite a gentleman.
او یک جنتلمن تمام و کمال نبود.
-
لودی
man of breeding
-
ترجمه های کمتر
- نجیب زاده
- اقا
- ملازم
- جوانمرد
- رادمرد
- gentellman
- لوطی
- راد
- (در اصل) اشراف زاده
- (در صدا زدن و نامه نگاری) آقا
- آدم مودب و شرافتمند
- شخص محترم
- مرد شریف و ضعیف دوست
- پاک زاد
- پاک گهر
- پیشخدمت مخصوص
- کسی که آنقدر ثروت دارد که نیاز به کار کردن ندارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gentleman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gentleman" با ترجمه به فارسی
-
مرد پولداری که برای سرگرمی به کشاورزی می پردازد · کشاورز اعیان
-
رجوع شود به adventurer
-
(دربار انگلستان) ملتزم رکاب (هر یک از چهل نفر اعیان زاده ای که مواقع مهم به عنوان گارد نظامی سلطان انگلیس را مشایعت می کنند) · پاسدار ویژه پادشاه
-
ارباب · کسی که در خانه ی بزرگ روستایی محصور در مزارع زندگی می کند
-
اقا · شخص محترم · ملازم · پیشخدمت مخصوص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن