ترجمه "genuine" به فارسی

اصل, خالص, اصلی بهترین ترجمه های "genuine" به فارسی هستند.

genuine adjective دستور زبان

Belonging to, or proceeding from the original stock; native; hence, not counterfeit, spurious, false, or adulterated; authentic; real; natural; true; pure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصل

    adjective noun

    A man who genuinely wanted to be the boss cocky would never have settled for landless Meggie Cleary.

    مردی که در اصل میخواست رئیس مقتدری باشد، هرگز به خاطر مگی کلی ری بیزمین آرام نمیگرفت.

  • خالص

    you genuine daughter of Paris, Yes, there is your boite' at last

    بله بالاخره boite تو رسید، دختر پاریسی خالص.

  • اصلی

    noun

    Pertaining to Microsoft software which is published by Microsoft, properly licensed, and fully supported by Microsoft or a trusted partner.

    Look at this silk lining here genuine Mallinson silk and these slant pockets.

    آسترشو ببین ابریشم اصلی مالینسونه جیبهای اریبشو نگاه کن.

  • ترجمه های کمتر

    • واقعی
    • درست
    • اصیل
    • راست
    • معتبر
    • شریف
    • موثق
    • امین و صریح
    • بی ریا
    • بی غل و غش
    • دارای سندیت
    • رک و بی ریا
    • واقعی (در مقابل جعلی یا قلابی)
    • پاک نژاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " genuine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "genuine" با ترجمه به فارسی

  • بدون ریا · بطوراصل یااصلی · بطورخالص · خالصانه · درست
  • اصالت · اصلیت · بی ریایی · حقانیت · خلوص · درستی · سندیت · صحت · صداقت
اضافه کردن

ترجمه های "genuine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه