ترجمه "genuinely" به فارسی
خالصانه, درست, بطورخالص بهترین ترجمه های "genuinely" به فارسی هستند.
genuinely
adverb
دستور زبان
In a genuine manner; . [..]
-
خالصانه
The boys were sensible of her large heart and repaid her with genuine affection.
بچهها که سخت شیفته و مجذوب قلب رئوف این زن بودند نیکیهایش را خالصانه و صمیمانه پاسخ میدادند.
-
درست
adjectiveIts your first bit of genuine Bananaland food.
این اولین غذای درست و حسابی تو در سرزمین موز است.
-
بطورخالص
-
ترجمه های کمتر
- بدون ریا
- بطوراصل یااصلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " genuinely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "genuinely" با ترجمه به فارسی
-
اصل · اصلی · اصیل · امین و صریح · بی ریا · بی غل و غش · خالص · دارای سندیت · درست · راست · رک و بی ریا · شریف · معتبر · موثق · واقعی · واقعی (در مقابل جعلی یا قلابی) · پاک نژاد
-
اصالت · اصلیت · بی ریایی · حقانیت · خلوص · درستی · سندیت · صحت · صداقت
-
اصل · اصلی · اصیل · امین و صریح · بی ریا · بی غل و غش · خالص · دارای سندیت · درست · راست · رک و بی ریا · شریف · معتبر · موثق · واقعی · واقعی (در مقابل جعلی یا قلابی) · پاک نژاد
-
اصل · اصلی · اصیل · امین و صریح · بی ریا · بی غل و غش · خالص · دارای سندیت · درست · راست · رک و بی ریا · شریف · معتبر · موثق · واقعی · واقعی (در مقابل جعلی یا قلابی) · پاک نژاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن